«تا وزیر خارجه ام نمی گذارم پروژه امنیتی سازی ایران تحت انکار هولوکاست تحقق یابد» این بخشی از سخنان «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه در نشست علنی سه شنبه ی گذشته ی مجلس شورای اسلامی بود؛ سخنی که یادآور دوره یی تلخ و البته عبرت آموز در سیاست خارجی ایران است.
«هولوکاست» (Holocaust) که در لغت به معنای «همه سوزی» است، به رخدادی در جریان جنگ جهانی دوم اطلاق می شود که در آن بخشی از یهودیان اروپا به وسیله ی دولت نازی آلمان به روش های مختلف از پای در آمدند.
گرچه کشته شدن حتی یک انسان به دلایل واهی از نظر هیچ وجدانی پذیرفته نیست، اما در میزان و وسعت این کشتار
در سایتی مطلبی درباره صحبت های امیر دریابان علی شمخانی دبیر شورایعالی امنیت ملی نوشته شده است که جای تامل دارد.ایشان در قسمتی از صحبت هایشان در یادواره 3300 شهید وزارت جهاد کشاورزی گفته بودند که کمتر از یک پنجم مدیران فعلی استان خوزستان عرب هستند که این موضوع خط مشی رهبری نیست[1]. و در جای دیگر از صحبت هایشان به جمعیت 50 درصدی عرب های خوزستان اشاره کردند. بعد از آن سایت های مختلف خرده گیر و شبکه های اجتماعی شروع به نشر این مطلب و تشویش اذهان عمومی کردند.
اهمیت و ضرورت بحث
شناخت نقاط قوت و ضعف خود و دشمن و توجه داشتن به معنویت و کار جدی در این زمینه می باشد .
در خصوص بررسی نقاط قوت و ضعف دو اصل اساسی مطرح است ؛ یکی شناخت نقاط قوت درونی نظام جمهوری اسلامی برای مواجهه با بیرون و دیگری شناخت فرصتها و چالشها و تهدیدات بیرونی .
ادامه مطلب ...بعضی وقت ها از خودم می پرسم که آیا شهرداری ملاثانی و شورای شهر که ناظر بر انجام کارها و وظایف شهرداری است به نفع مردم کار می کنند یا به ضررشان! ممکن است بگویید که چه سوالی است که می پرسی؟ و شاید هم سراسیمه بگویید مگر چیزی شده که اینچنین سؤالی به ذهنتان رسیده است؟ اما من برای سوالم دلیلی هم دارم. وقتی می بینم که گارد ریل را بر می دارند و به جای آن سنگ و سیمان، همان جدول کاری خودمان و ظاهراَ آیلند خودشان (اگر اشتباه می کنم اصلاح بفرمایید) می کارند به من حق بدهید که به کار شهرداری و شورای شهر شک کنم و از آن ها انتقاد کنم. آیا این تیشه به ریشه ی خود زدن نیست؟
مهدی حمیدی – دانشجوی ارشد برنامه ریزی شهری :/
تعریف عبارتی است که معنای یک اصطلاح (واژه، عبارت یا دستهای از نمادها) یا نوع یک چیز را شرح میدهد. تعریف واژه به ما میگوید که یک چیز باید چه ویژگیهایی (مشخصههایی، کیفیاتی، خواصی) داشته باشد تا آن واژه بر آن اطلاق شود. روشن سازی تعاریف در زمینه مباحث شهری نیز، همانقدر که در سایر مباحث اهمیت دارد، مهم است. برای نمونه گاهی مشاهده می شود که فرقی بین آزادراه ( اتوبان ) و بزرگراه قایل نمی شویم و این واژه ها را به جای یکدیگر استفاده می کنیم . (خبر 3/1/93 باوی سلام و...) در ذیل بر آن شدیم تا برخی از این تعاریف را شرح دهیم :
آزادراه : راهی است که خطوط رفت و برگشت آن از یکدیگر جدا بوده و هیچگونه تقاطع همسطح ندارد و ورود و خروج از آن محدود میباشد و غالباً با پرداخت عوارض همراه است و معمولاً در خارج از شهرها احداث میگردد. ورود و عبور عابرین پیاده و انواع وسائط نقلیه غیرمجاز و عبور دادن دام در آزادراهها و همچنین توقف وسائط نقلیه در خطوط عبور، ممنوع است. آزادراه یا اتوبان با دسترسی کنترل شده راهی است که برای رفت و آمد با سرعت بالای وسائط نقلیه طراحی شده است.در ایران، حداقل سرعت رانندگی در آزادراهها برابر ۷۰ کیلومتر بر ساعت و حداکثر سرعت مجاز برای خودروهای سواری و وانتها ۱۲۰ و برای انواع اتوبوس، مینیبوس، تریلر، کامیون و کامیونت برابر ۱۱۰ کیلومتر بر ساعت است.
تبصره: پلیس چند آزاد راه را به طور آزمایشی سرعت مجاز آنها را به ۱۳۰ کیلومتر بر ساعت رساند.
بزرگراه : معبری است دو طرفه و دارای حفاظ میانی با تقاطع های
باوی سلام :/ نصب سرعت گیرهادر مسیر اهواز -ملاثانی ، با اعتراض جمعی از رانندگان مواجه شد. این سرعت گیرها علاوه بر ایجاد ترافیک منجربه تصادف چندین دستگاه ماشین وخسارت مالی شد .
در هیچ جای دنیا نصب سرعت گیر در اتوبانی که از مرکز شهر نمی گذرد ،معمول نیست. اما در مسیر اهواز به ملاثانی چندین سرعت گیر نصب شده است .
جالب اینکه در خروجی سایت شهرداری شیبان اینگونه می خوانیم:
((به گزارش روابط عمومی شهرداری شیبان نصب سرعت گیر در مسیر ورودی اتوبان شمالی و جنوبی شهر شیبان به مقدار 84 متر توسط شهرداری شیبان و نصب چراغهای چشم گربه ای و تابلوهای راهنمایی در ورودیهای مذکور. باتوجه به فرا رسیدن عید نوروز و سفرهای مردمی این سرعت گیرها نقش بسزایی در کنترل ترافیک دارند. ))
شاید هدف عمده این طرح جلوگیری از تصادفاتی باشد که به هنگام گردش ماشینها به سمت مخالف باشد که این امر با نصب سرعت گیر محقق نمی شود.بلکه باید از زیر گذر ویا طرحهای دیگر استفاده شود.
متاسفانه چون در خوزستان اکثرکارها کارشناسی نشده است واتمام پروژه وگزارش دهی ملاک می باشد در احداث این اتوبان نیز ،زیرگذر به مقدار کافی لحاظ نشده است.
امید است با برداشته شدن این سرعت گیرها قبل از ورودمهمانان نوروزی شاهد ترافیکی روان وبدون صدمات باشیم.
نتیجه بحث جریان شناسی این خواهد بود که بزرگترین و اصیل ترین جریان سیاسی در کشور ، جریان اسلامی به رهبری روحانیت است و دیگر جریانها به اندازه آن در تحولات سازنده صاحب نقش نبودند ه اند . جریان اصیل اسلامی که امروز به رهبری ولی فقیه زمان تداوم دارد ، با ساقط کردن نظام شاهنشاهی و مبارزه با استعمارگرا ن خارجی به ویژه آمریکا سهمی بی نظیر در دفاع از اسلام ، منافع ملی و تمامیت ارضی کشور داشته است . بی گمان رمز موفقیت این جریان در پیوند با اسلام و روحانیت بوده است .بحث جریان شناسی را با وصیت های ارزشمند بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) پایان می دهیم که فرمود : سعی کنید اسلامتان از روحانیت جدا نشود و با آنان که اسلامشان با روحانیت مخالف است مخالفت کنید .
همچنین فرمود : تز اسلام منهای روحانیت یعنی لا اسلام .
امیدوارم بحث جریان شناسی مورد استفاده عزیزان قرار گرفته باشد . از مدیر مسئول باوی سلام که در انتشار مطالب همکاری و مساعدت نمودند کمال تشکر و قدردانی را می نمایم .
در خصوص این جریان باید گفت که ورود مکاتب غربی به کشور و تاثیر آنها بر افکار برخی جوانان و روشنفکران و فقدان شناخت صحیح از اسلام ناب از یک سو و یاس برخی صاحبان افکار از نجات کشور و مبارزه با استبداد ، استعمار و عقب ماندگی ، نوعی التقاط بین مکاتب را همراه آورد . (التقاط ) از لقط به معنای بر چیدن و از زمین چیزی را برگرفتن و بخشی از گفتار کسی را گرفتن است . (التقاطی ) کسی است که مجموعه ای را از مجموعه دیگر بر می چیند و می گیرد .
(التقاطیون ) ، گروهی از فلاسفه قدیم بودند که از هر مکتبی فلسفی قولی را اخذ کرده و از مجموع آنها فلسفه ای پدید آورده بودند . کسی که از التقاط فکری بر خوردار است ، از هر مکتبی ، بخشی را که پسند او است ، بر می گیرد و با موارد اخذ شده از مکتب دیگر می آمیزد و بدین سان ، به مجموعه ای از افکار نامتجانس معتقد می شود . البته خود او این عدم تجانس را در نمی یابد . جریان التقاطی ، آن جریان سیاسی است که از نظر ایدئولوژیک ریشه در دو یا چند مکتب دارد . این جریان در ایران با ترکیبی از اسلام و مکاتب وارداتی غربی رخ نموده است . در ایران پیش از انقلاب اسلامی شاهد سه نوع التقاط به قرار زیر هستیم : 1- التقاط اسلام ومارکسیسم 2- التقاط اسلام ، ناسیونالیسم و لیبرالیسم 3- التقاط ناسیونالیسم و مارکسیسم
این سه شاخه التقاط برخی افراد ، سازمانها و احزاب را تحت تاثیر قرار داد و احزابی همچون
در مسابقه دیروز فوتبال فولادو الفتح عربستان،جوانان بسیاری آمده بودند تا تیم محبوب فولاد را تشویق کنند.براثر ترافیک پیش آمده برخی از تماشاگران چند کیلومتری پیاده روی کردند .
انصافا نظم خوبی بر ورزشگاه حاکم بود.به محض ورود بازیکنان دوتیم ،تماشاگران شروع به تشویق هردو تیم کردند که این امر نشان از ادب ومهمان نوازی جوانان خوزستانی داشت که به نوبه خود این حرکت کم نظیر بود.
از ابتدای بازی تا انتها برعکس ،برخی بازیها هیچ گونه توهین،ناسزاو... در کارنبود.تنها مسئله ای که رخ داد پرتاب فقط یک ترقه بود که خیلی از تماشاگران وهواداران عقیده دارند که این عمل توسط کاسنی انجام شده که؛ می خواهند فولاد را از داشتن تماشگر محروم کنند.
بعداز این پیروزی جوانان خوزستانی شروع به شادی در خیابانها کردند در این شادی هیچ خبرگزاری از توهین ویا خرابکاری جوانان در سطح شهر خبری مخابره نکرد.
بجز جایگاه بدی که برای خبرنگاران تدارک دیده شده نقصی در برنامه بازی نبود.بیش از 25 هزار تماشاگر در یک روز غیر تعطیل و بارانی از این بازی دیدن کردندکه شاهدان عینی این رقم را نزدیک 40هزار عنوان کردندهمچنین طبق اعلام گزارشگر ورزشگاه غدیر اهواز بیش از 37 هزار نفر از این بازی استقبال کردند.
مسئله درد آور این است که برخی سایتها سعی دارند حاشیه سازی کنند ومسابقه بین المللی را که بعد از 17 سال در اهواز برگزار شد را سیاسی کنند.
قضیه از این قرار است که برخی جوانان با لباس محلی (دشداشه )به ورزشگاه آمده بودند وبا زبان عربی که زبان دوم ایرانی هاست تیم فولادرا تشویق می کردند.
برخی سایتها با تیتر کردن این تشویقات سعی در القا تصور خود به مردم بودند که این جوانان خواهان جداشدن خوزستان از ایران هستند!!! وآن را با کار چند وقت پیش هم وطنان ما در شمال غرب ایران مقایسه می کردند !جالب اینکه برخی نویسندگان متن هم اهوازی اهستند!
نمونه تیتر سایت طرفداری که با خواندن این مطلب مضحک می توان به سخیف بودن این نوشته ها پی برد.
این شعارهای عجیب؛اتفاقی که نباید می افتاد
سوال :چرابعضی ها با سیاسی کردن احساسات جوانان می خواهند به اهداف سخیف خود برسند ؟آیا نباید با چنین اشخاصی که دست به قلم هستند وخواهان تفرق می باشند برخورد جدی شود؟
کجای این شعار بوی تجزیه طلبی می هد؟
یاالهواز العربی، جیبینه الکاس الذهبی
ای اهواز عربی، بر تنم جامه طلایی بپوشان
قضاوت را به عهد صاحبان وجدان می گذاریم
نمونه اخبار منتشرشده در سایت ها حاکی از بازی بی حاشیه فولادوالفتح عربستان:/
اززمان خلقت حضرت آدم تابه امروزشایدواژه وکلمه ای به این مهمی وبا ارزشی وحدت وجودنداشته شایداگرمیان فرزندان آدم
وحدت می بود.قابیل هابیل رابه قتل نمی رساند.
اگربین امپراطوری های بزرگ وحدت اتفاق می افتاد؛ شاید آن جنگ های چندین ساله پیش نمی آمدوآن همه انسان کشته نمی
شدوچه خون هایی که بیهوده ریخته شد.شایداگردرعصراسلام وحدت می بوداسلام به دوشاخه ی بزرگ تقسیم نمی شدوفتنه
گران سوءاستفاده نمی کردندآیااگروحدت بوداین فاجعه های بزرگ درتاریخ بوجود می آمد مسلما خیر؟واکنون در عصر حاضر
درروزگاری که فتنه گران و سودجویان به دنبال از بین بردن وحدت میان اقوام هستن ضرورت پرداختن به این موضوع بیش از
پیش مهم نمایان می شود.
دراستان خوزستان اقوام مختلفی سال های سال است که درکنارهم زندگی می کنند.عرب ها ،لروبختیاری ،دزفولی شوشتری که
هرکدام ازاین اقوام هم به شاخه های مختلف تقسیم می شوند وبه زبان ولهجه خاصی صحبت می کنندوآداب ورسوم مختلفی
دارندولباس پوشیدن آن هاتفاوت می کند.اماشایدآنهادرمواردفوق اشتراکی باهم نداشته باشندولی درمواردمهمی چون مسلمان
بودن وشیعه بودن باهم مشترک اند واشتراک دین ومذهب ازمهم ترین وجوه اشتراک برای وحدت انسان هاست.وحدت اقوام
دراستان زمینه ی مهمی برای پیشرفت وارتقای استان درهمه موارداست .
مهم نیست که عرب باشی یا لریا دزفولی،مهم این است که برای استانت مفیدواقع باشی .اگردراستان ماوحدت میان اقوام ازبین
برود سودجویان ازآن به عنوان برگه برنده ای برای تبعیض ها ونابرابری استفاده می کنندوماراازمهمترین چیزهامحروم می
کنند.پس بیایم همه ی اقوام ازعرب گرفته تا لروبختیارودزفولی دست دردست هم دهیم ومثل یک خانواده درکنارهم به خوبی
وخوشی زندگی کنیم وخاری درچشم دشمنان باشیم واستان عزیزمان را همیشه سربلند وسرافرازقراربدهیم.
یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ
سید کامل موسوی از مدرسین و فرهنگیان شهرستان باوی در ادامه بحث جریان شناسی به تعریف اصطلاحات نوشته خود به ترتیب ذیل پرداختند: | ![]() |
درتکمیل قسمت اول مطلب جریان شناسی آقای موسوی مخاطب سایت اینگونه نوشتند:/جریان ها از حیث وا بستگی یکسان نیستند ، آنان را می توان به دودسته زیر تقسیم کرد : 1- جریان فکری - سیاسی مستقل ، این جریان بر آمده از متن اجتماع ، مردمی و بدون وابستگی به دولتها ی بیگانه یا فاسد است . مانند جریان اسلامی 2- جریان فکری 0 سیاسی وابسته ، که به دو گروه تقسیم می شود : الف : جریان وابسته به دولت نامشروع داخلی : این جریان از سوی دولت غیر مردمی حاکم تشکیل و راه اندازی شده ، از احزاب ، گروهها و نهادهای آن حمایت و پشتیبانی سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی صورت می گیرد . در مقابل نیز آن جریان ، پیرو و توجیه گر نضام حاکم است . ب: جریان وابسته به دولت اجنبی : این جریان از سوی قدر تهای خارجی اعم از همسایه ، منطقه ای یا جهانی تشکیل ، راه اندازی و حمایت می شود و توجیه گر اعمال و سیاست دولت حامی بوده ، در راستای منافع قدرت بیگانه و ضد منافع ملی گام بر می دارد . مثال جریان الف سلطنت طلبی است که البته امروز و حتی دیروز (قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ) از حمایت خارجی برخوردار بود و مثال دوم جریان چپ مارکسیستی بویژه چپ قدیم است . شناخت صحیح مسایل سیاسی جامعه وامدار شناخت این جریانها است . راه یافتن اینکه هر جریان ، از چه ماهیت فکری برخوردار است و نقاط قوت و ضعف آن چیست ، بویژه برای نسل جوان ما که از تاریخ رویش ، پویش و خیزش جریانها اطلاع کافی ندارد ، بسیار ضروری است .
با نگاهی به تاریخ گدشته کشور در می یابیم که شش جریان سیاسی فعال بوده و حیات سیاسی همچنان تحت تاثیر آنها قرار دارد . این جریانها با توجه به عنصر ایدئولوژی و اعتقادات عبارتند از : 1- جریان اسلامی 2- جریان سلطنت طلب 3- جریان مارکسیستی 4- جریان ملی گرای لیبرال 5- جریان ترکیبی یا التقاطی 6- جریان روشنفکری . بی گمان ، آرایش کنونی نیروهای سیاسی ، جناح ها ، صف بندی ها و ائتلافها ، ریشه در پیشینه ی جریانهای مذکور دارد و بازشناسی صادقانه آنها بر بصیرت سیاسی مان می افزاید . بحث ادامه دارد .....
باوی سلام:/از اول پاییز شوک عجیبی بر کارکنان وارد شد و استانداری محترم ساعات جدید کاری ادارات را ابلاغ کردند . صرف نظر از اینکه مصوبه دولت قبلی خلاف قانون بوده یا نه ، ابلاغیه جدید موجی از نارضایتی را در بین کارکنان به وجود آورد . با استقرار دولت جدید اکثرمصوبات دولت قبلی بدون مطالعه و کارِ کارشناسی کان لم یکن اعلام گردید و یا در مصاحبه ها اجرای آنها توجیه ناپذیرنشان داده شد. متاسفانه دولت جدید در چند مورد بعد از گذشت تنها چند روز ، ابلاغیه خود را پس گرفت ! و این بیانگر عدم توجه به نظرات کارشناسان بوده است.
در اجرای دستورالعمل ساعات کاری نیز متاسفانه بدون توجه به معایب و یا محاسن آن تصمیم بر اجرای..
در همه جای دنیا برای کارگران ،اقداماتی انجام می شود تا جان وتن کارگران سالم بماند.در ایران هم این شعار بر روی تابلوها نوشته شده است . (( اول ایمنی بعدا کار )) اما در حقیقت این فقط یک تابلو ودر حد یک شعار باقی مانده است. واغلب مشاهده می شود که هیچگونه اقدام ایمنی برای کارگر لحاظ نمی شود.
گاهی همین تابلوها ی هشدار دهنده وشعار دهنده باعث نجات جان یک کارگر می شود. .....
ادامه مطلب ...تا حالا فکر کردید محیط زیست چیست؟ و چه وظیفه ای در قبال آن داریم؟ محیط زیست عبارت از همهء محیط هایست که در آنها زندگی جریان دارد. یعنی اینکه مجموعهء عوامل فیزیکی خارجی و ارگانیزم های زنده یی که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم با هم در ارتباط اند، مشترکاً با هم محیط زیست را تشکیل داده، بر تغییر، نشو نما، رشد، بقا و رفتار خود و سایر موجودات زنده تأثیر میگذارند.