باوی سلام

اولین مجله فرهنگی ،اجتماعی شهرستان باوی

باوی سلام

اولین مجله فرهنگی ،اجتماعی شهرستان باوی

هزینه ی دموکراسی



دموکراسی هزینه ای دارد که کشورهایی که به سمتش می روند باید بپردازند. ما نباید فکر کنیم که دموکراسی بدون پرداخت هیچ گونه هزینه ای به دست آید یا  بتوان مانند عراق دموکراسی را با توپ و تانک بر مردم تحمیل کرد یا مانند سوریه از طریق ویران کردن تمام کشور دموکراسی را برقرار کرد... 

علاوه بر این ممکن است از طریق بهار عربی مانند آن چه در مصر اتفاق افتاد در ابتدا خوب پیش برود ولی هنگامی که افرادی مانند ژنرال سیسی و بازماندگان مبارک از جهالت مردم عادی استفاده کرده و آب را به جوی برگرداند خود مردم مصر مقصرند که نتوانستند راه درست را انتخاب کنند و انقلابشان را کامل کنند. جهل مردم جزئی از هزینه ای است که کشورها باید بپردازند وقتی که مانند آنچه در عراق اتفاق افتاده فردی ادعا بکند که پیامبر به او دستور داده که در انتخابات کاندید شود[1] و در انتخابات پیروز شود، فقط به دلیل جهل مردم است. حال چگونه مردم باید هزینه ی دموکراسی را کم کرد؟ یکی از راه ها مبارزه با جهالت های مردم است. تا وقتی که مردم بی سواد باشند احمقان بر آن ها حکومت خواهند کرد و همیشه و همه جا طبقه ای زورگوی فرصت طلب و حیله گر وجود دارد که قصد دارند مردم را در بی سوادی و جهالت و خرافه پرستی نگه دارند تا از این حماقت و جهالت مردم سوء استفاده کرده و خود را با گذراندن ارابه های مرگ  خود از روی اجساد مردگان (کسانی که از روی جهالت کشته و مرده اسیاد خویشند) به پیش ببرند و بر این توده مردم جاهل فلاکت زده حکومت کنند.

 در انتخابات شوراهای شهر و روستاهای خودمان هم از این جهالت ها دیده ایم. وقتی مردم براساس قوم،  قبیله و نژاد رای می دهند و افراد بافرهنگ، فهمیده، امین ، عادل و لایق را پس می زنند نیز گرفتار همین جهالت شده اند و هزینه ی آن را خواهند پرداخت. تا وقتی که مردم چشم باز نکنند و بر اساس منطق رای ندهند، هزینه دادن ها ادامه خواهد داشت. هزینه ی آن حکمرانی عده ای سودجو و بی وجدان خواهد بود که فقط به فکر منافع خود، و در صورتی که  مثبت اندیش تر باشیم فقط در فکر منافع خود، قوم، قبیله، طایفه و نژاد خود خواهند بود.



حال این حماقت و جهالت تا کی ادامه خواهد داشت؟ «ﻣـﻦ اﻳـﻦ ﻛﺘـﺎب را ﻓﻘـﻂ ﺑـﺮای اﻳـﻦ ﻣﻴﻨﻮﻳﺴـﻢ ﻛـﻪ ﺧـﻮد را راﺿـﻲ ﻛـﻨﻢ و ﺗﺼﻮرﻣﻴﻨﻤﺎﻳﻢ ﻛﻪ ﻳﮕﺎﻧﻪ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪه ﺑﺎﺷﻢ ﻛﻪ ﺑﺪون ﻫﻴﭻ ﻣﻨﻈﻮر ﻣﺎدی و ﻣﻌﻨﻮی ﻛﺘﺎﺑﻲ ﻣﻲ نویسم ﻫﺮﭼﻪ ﺗﺎ اﻣﺮوز ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷـﺪه ﻳـﺎ ﺑـﺮای اﻳﻦ ﺑﻮده ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺪاﻳﺎن ﺧﻮﺷﺎﻣﺪ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﻳﺎ ﺑﺮای اﻳﻦ ﻛﻪ اﻧﺴﺎن را راضی کنند. ﻣﻦ ﻓﺮﻋﻮﻧﻬﺎ را ﺟﺰو اﻧﺴﺎن ﻣﻲ داﻧﻢ زﻳـﺮا آﻧﻬـﺎ ﺑـﺎ ﻣـﺎ ﻓﺮﻗﻲ ﻧﺪارﻧﺪ وﻣﻦ اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع را از روی اﻳﻤﺎن ﻣﻲ گویم ﻣﻦ ﭼﻮن ﭘﺰﺷﻚ ﻓﺮﻋﻮﻧﻬﺎی ﻣﺼﺮ ﺑﻮدم از ﻧﺰدﻳﻚ  , روز و ﺷﺐ  , ﺑﺎ ﻓﺮاﻋﻨﻪ ﺣﺸـﺮ و ﻧﺸﺮ داﺷﺘﻢ و ﻣﻲ داﻧﻢ ﻛﻪ آﻧﻬﺎ از ﺣﻴﺚ ﺿﻌﻒ و ﺗﺮس و زﺑﻮﻧی و اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻗﻠﺒﻲ ﻣﺜﻞ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ حتی اﮔﺮ ﻳﻚ ﻓﺮﻋﻮن را ﻫﺰارﻣﺮﺗﺒﻪ ﺑﺰرگ ﻛﻨﻨﺪ و او را درﺷﻤﺎر ﺧﺪاﻳﺎن درآورﻧﺪ ﺑﺎز اﻧﺴﺎن اﺳﺖ و ﻣﺜﻞ ﻣﺎ ﻣی باشد آﻧﭽﻪ ﺗﺎ اﻣﺮوزﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪه , ﺑﻪ دﺳﺖ ﻛﺎﺗﺒﻴﻨی ﺗﺤﺮﻳﺮﮔﺮدﻳﺪه ﻛﻪ ﻣﻄﻴﻊ اﻣﺮ ﺳﻼﻃﻴﻦ ﺑﻮده اﻧﺪ و ﺑﺮای اﻳﻦ ﻣﻴﻨﻮﺷﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺣﻘﺎﻳﻖ را دﮔﺮﮔﻮن کنند ﻣﻦ ﺗﺎ اﻣﺮوز ﻳﻚ ﻛﺘـﺎب ﻧﺪﻳـﺪه ام ﻛـﻪ درآن ﺣﻘﻴﻘـﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪه باشد. درﻛﺘﺎﺑﻬﺎ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺧﺪاﻳﺎن ﺗﻤﻠﻖ ﮔﻔﺘﻪ اﻧﺪ ﻳﺎ ﺑﻪ ﻣﺮدم ﻳﻌﻨﻲ ﺑﻪ ﻓﺮﻋﻮن. دراﻳﻦ دﻧﻴﺎ ﺗﺎ اﻣﺮوز درﻫﻴﭻ ﻛﺘﺎب و نوشته  , ﺣﻘﻴﻘﺖ وﺟﻮد ﻧﺪاﺷﺘﻪ اﺳﺖ وﻟﻲ ﺗﺼﻮرﻣﻲ ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺑﻌﺪ ازاﻳﻦ ﻫﻢ درﻛﺘﺎﺑﻬﺎ ﺣﻘﻴﻘﺖ وﺟﻮد ﻧﺨﻮاﻫﺪ داشت. ﻣﻤﻜـﻦ اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻟﺒـﺎس و زﺑـﺎن و رﺳﻮم و آداب و ﻣﻌﺘﻘﺪات ﻣﺮدم ﻋﻮض ﺷﻮد وﻟﻲ ﺣﻤﺎﻗﺖ آﻧﻬﺎ ﻋﻮض ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ و درﺗﻤﺎم اﻋﺼﺎرﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﮔﻔﺘـﻪ ﻫـﺎ و ﻧﻮﺷـﺘﻪ ﻫﺎی دروغ ﻣﺮدم را فریفت.  زﻳﺮا ﻫﻤﺎﻧﻄﻮر ﻛﻪ مگس ﻋﺴﻞ را دوﺳﺖ دارد، ﻣﺮدم ﻫﻢ دروغ و رﻳﺎ و وﻋﺪه ﻫﺎی ﭘﻮچ را ﻛﻪ ﻫﺮﮔـﺰ ﻋﻤﻠـﻲ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ دوﺳﺖ ﻣﻲ دارند. آﻳﺎ ﻧﻤﻲ ﺑﻴﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﺮدم ﭼﮕﻮﻧﻪ در ﻣﻴﺪان، اﻃﺮاف ﻧﻘﺎل ژﻧﺪه ﭘﻮش را ﻛﻪ روی ﺧﺎک ﻧﺸﺴـﺘﻪ وﻟـﻲ دم از زر و ﮔﻮﻫﺮﻣﻲ زﻧﺪ و ﺑﻪ ﻣﺮدم وﻋﺪه ﮔﻨﺞ ﻣﻲ دﻫﺪ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ و ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎی او ﮔﻮش ﻣﻲ دﻫﻨﺪ. وﻟﻲ ﻣﻦ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﻢ(سینوهه) ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ از دروغ دراﻳﻦ آﺧﺮ ﻋﻤﺮنفرت دارم و به همین جهت این کتاب را برای خود می نویسم نه دیگران.»[2] 


[2] والتری. میکا. سینوهه. ترجمه ی ذبیح الله منصوری..

 

نظرات 3 + ارسال نظر
شهروند جمعه 29 فروردین 1393 ساعت 16:08

شورا ی شهر تشکیل شده بحق یا ناحق باید بر سیاست های شورا نظارت کرد و آنها را نقد و بررسی کرد و آنجائیکه مطابق مصلحت عمومی نباشد به مردم اطلاع رسانی کرد و آنجائیکه مطابق مصلحت عمومی اقداماتی صورت بگیر د حمایت شوند . شورای شهر خادمان مردم هستند و در رفع مشکلات مردم باید تلاش کنند و از مسئولین شهرستان مطالبات مردم را پیگیری کنند . به مردم گزارش پیگیریهای خود را اعلام نمایند و مسئولین بی تفاوت را به مردم معرفی نمایند .

[ بدون نام ] پنج‌شنبه 28 فروردین 1393 ساعت 11:21

سلام
از این دست نوشته ها که جنبه اگاهی بخشی و تنویر افکار دارد بسیار خوب و مفید است و از دست اندرکاران تهیه این مقالات و برو بچه های باوی سلام تشکر و قدردانی می شود . اما بجا و شایسته است که قبل از نشر آن نسبت به ویراستاری متنی و انشایی و ترکیب جمله بندی آن به صورت زیبا و جذب کننده توجه شود. باز هم از تهیه کننده تشکر می کنم.

خداداد دوشنبه 18 فروردین 1393 ساعت 16:17

باسلام البته فقط حماقت علت تامه نیست به نظرم عدم اتحاد هم هست.وجا دارد بجای کلمه حماقت از فقر فرهنگی استفاده شود.
در کل مطلب خوبی بود

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد