باوی سلام

اولین مجله فرهنگی ،اجتماعی شهرستان باوی

باوی سلام

اولین مجله فرهنگی ،اجتماعی شهرستان باوی

جریان شناسی ( شناخت جریان التقاطی )

در خصوص این جریان باید گفت که ورود مکاتب غربی به کشور و تاثیر آنها بر افکار برخی جوانان و روشنفکران و فقدان شناخت صحیح از اسلام ناب از یک سو و یاس برخی صاحبان افکار از نجات کشور و مبارزه با استبداد ، استعمار و عقب ماندگی ، نوعی التقاط بین مکاتب را همراه آورد . (التقاط ) از لقط به معنای بر چیدن و از زمین چیزی را برگرفتن و بخشی از گفتار کسی را گرفتن است . (التقاطی ) کسی است که مجموعه ای را از مجموعه دیگر بر می چیند و می گیرد .  


(التقاطیون ) ، گروهی از فلاسفه قدیم بودند که از هر مکتبی فلسفی قولی را اخذ کرده و از مجموع آنها فلسفه ای پدید آورده بودند . کسی که از التقاط فکری بر خوردار است ، از هر مکتبی ، بخشی را که پسند او است ، بر می گیرد و با موارد اخذ شده از مکتب دیگر می آمیزد و بدین سان ، به مجموعه ای از افکار نامتجانس معتقد می شود . البته خود او این عدم تجانس را در نمی یابد . جریان التقاطی ، آن جریان سیاسی است که از نظر ایدئولوژیک ریشه در دو یا چند مکتب دارد . این جریان در ایران با ترکیبی از اسلام و مکاتب وارداتی غربی رخ نموده است . در ایران پیش از انقلاب اسلامی شاهد سه نوع التقاط به قرار زیر هستیم : 1- التقاط اسلام ومارکسیسم 2- التقاط اسلام ، ناسیونالیسم و لیبرالیسم 3- التقاط ناسیونالیسم و مارکسیسم
این سه شاخه التقاط برخی افراد ، سازمانها و احزاب را تحت تاثیر قرار داد و احزابی همچون 

  سازمان مجاهدین خلق ( منافقین ) ، گروه فرقان ، نهضت آزادی ایران و حزب نیروی سوم را پدید آورد . جریان التقاطی مکاتب مذکور را برای حل مشکل استبداد و مبارزه با استعمار خارجی ناتوان می دید . هدف صاحبان افکار التقاطی ، ایجاد مکتبی ترکیبی برای حل این مشکل بود . التقاط پدیده ای نیست که اختصاص به زمان ما داشته باشد و همواره در طول تاریخ به شیوه های مختلف مطرح بوده است . معمولا افرادی که قدرت فهم صحیح یک دین را نداشته یا تحت تاثیر جو روانی و تبلیغاتی حاکم ، دین یا هر نوع مکتبی فکری را کامل ندانسته اند و یا در پی سازگاری مکتب فکری با مسائل روز بوده و یا برخی آموزه های دینی را با هواهای نفسانی خود ناسازگار دیده اند ، دچار التقاط شده اند . این پدیده در صدر اسلام سابقه دارد .
آیات ( و یقولون نؤمن ببعض و نکفر ببعض و یریدون ان یتخذو ا بین ذالک سبیلا ) (نساء 150 ) و (اولئک هم الکافرون حقا و اعتدنا للکافرین عذابا مهینا ) ( نساء151) گواهی بر وجود جریان التقاطی در صدر اسلام است .
جریان التقاط در صدر اسلام می کوشید به شیوه های مختلف از پذیرش کامل اسلام سرباز زده ، بخشی از اسلام را بپذیرد . التقاطیون می خواستند راه سومی بیابند که آمیزه ای از اسلام و ادیان و افکار انحرافی باشد .
در تاریخ معاصر ایران ، التقاط به دنبال ورود مکاتب غربی به ایران و همزمان با انقلاب مشروطه به تدریج رخ نموده است . پس از ورود مکاتب غربی نظیر لیبرالیسم ، سوسیالیسم و ناسیونالیسم به ایران ، نخست برخی کسان به دلیل فقدان شناخت عمیق و توجه به شعارهای ظاهری و تحت تاثیر احساسات ، گمان می بردند اندیشه های وارداتی با دین اسلام سازگاری دارند . برخی کسان نیز از ناسازگاری آنها با دین اسلام آگاه بودند و به دلیل بافت عمیق مذهبی و عکس العمل حافظان دین ، یعنی روحانیت ، در قبال افکار التقاطی ایده های خود را مطرح می کردند . سرانجام پس از یک دوره فعالیت و نشو و نمای جریانهای فکری مختلف از جمله مارکسیسم و ملی گرایی و ناتوانی گروه های چپ مانند حزب توده در مبارزه با سلطنت ، برخی افراد که به گمان خویش می خواستند هم دین خود را حفظ کنند و هم از مکاتب جدید بهره برند و طرحی نو در اندازند ، به التقاط روی آوردند .
با پیروزی انقلاب اسلامی جریان التقاطی کوشیدند تا قدرت را در دست بگیرند از جمله این جریانات جریان مارکسیسم و جریان نهضت آزادی ترکیبی از لیبرالیسم و ناسیونالیسم با صبغه اسلامی ، اما به دلیل هوشیاری رهبر انقلاب اسلامی ، امام خمینی (ره ) و طرد افکار و اعمال آنان از سوی مردم ، در رسیدن هدف ناکام ماندند . بخشی از آنان به دلیل ماهیت ضد مردمی و جنایات بیشمار برای رسیدن به قدرت ، ناچار به فرار از کشور شدند .
مبانی فکری جریان التقاطی بسته به شاخه های گوناگونش مختلف است : 1- سوسیالیزم 2- ناسیونالیزم .
پیروان جریان مورد نظر ، معتقد بودند که اسلام ناقص است و از این رو ، کوشیدند با استفاده از مکاتب لیبرال و ناسیونالیستی آن را کامل کنند . آنان پس از پیروزی انقلاب اسلامی از پیشنهاد تشکیل جمهوری دمکراتیک اسلامی سخن گفتند که با مخالفت شدید رهبر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره ) روبرو شدند . امام بر جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد پای فشرد .
ضعفهای بنیادی این جریان : 1- انفعال ، تاثیر پذیری و احساس حقارت در برابر پیشرفتهای دنیای غرب ؛ 2- عدم اعتقاد به جامعیت اسلام 3- شناخت سطحی از اسلام 4- فقدان ارتباط با روحانیت اصیل اسلامی
5- تعجیل در رسیدن به اهداف سیاسی و تمسک به هر وسیله ای برای رسیدن به هدف 6- تفسیر به رای قرآن و نهج البلاغه
احزاب و سازمانهای وابسته به این جریان : 1- نهضت آزادی ایران 2- سازمان مجاهدین خلق (منافقین ) 3- گروه فرقان .
در آخر در مورد این جریان می توان گفت که دوری از روحانیت اصیل ، ضعف بینش اسلامی ، هوس رسیدن به قدرت و تاثیر پذیری عمیق از مکاتب دیگر از مشکلات بنیادی این جریان بود . امیدوارم مطلب مورد استفاده قرار گیر د . بحث ادامه دارد

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد